پایان گروگانگیری 3 میلیاردی در پایتخت + عکس

مرد شصت و دو ساله پس از اختلاف با صاحبکارش نوه یازده ساله او را ربود و برای آزادی گروگان خود سه میلیارد تومان درخواست کرد.

ساعت 8 صبح پنجم اردیبهشت امسال مردی با مراجعه به کلانتری 112 ابوسعید با طرح شکایتی ادعا کرد، پسر یازده ساله اش به نام امیرحسین در مسیر مدرسه از سوی آدم ربایان ربوده شده است.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع آدم ربایی و به دستور قاضی محمد شهریاری، سرپرست دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

پدر امیرحسین پس از حضور در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: پسرم ساعت 6 و 30 دقیقه صبح برای رفتن به مدرسه از خانه خارج شد. یک ربع بعد راننده سرویس زنگ در را به صدا درآورد و عنوان کرد که چرا امیرحسین پایین نیامده؟ سریع به مقابل در آمدم اما هیچ اثری از پسرم نبود. حدود ساعت 7 صبح، مرد ناشناسی با تلفن همراه من تماس گرفت و مدعی شد پسرم در اختیار آنهاست و در برابر آزادی او باید سه میلیارد تومان پرداخت کنم. کارآگاهان در اولین مرحله از تحقیقات خود به مدرسه محل تحصیل امیرحسین مراجعه کردند و در تحقیقات خود دریافتند که در چند روز گذشته افراد ناشناسی با خودروهای مختلف سیتروئن و پژو 405 نقره ای رنگ به مدرسه محل تحصیل امیرحسین مراجعه کرده و پرسش هایی را درباره زمان حضور دانش آموزان در مدرسه و تعطیلی آنها و… پرسیده اند.

در ادامه تحقیقات مشخص شد که ربایندگان اطلاعات کاملی درباره فعالیت اقتصادی پدر و پدربزرگ امیرحسین در زمینه خرید و فروش آهن آلات دارند.

به همین دلیل تحقیقات برای شناسایی متهمان پرونده به سمت محل کار پدر و پدربزرگ امیرحسین در بازار آهن کشیده شد.

سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ در این باره به جام جم گفت: پس از تحقیقات و ردیابی های پلیسی مخفیگاه متهمان در دهکده المپیک تهران شناسایی شد و زمانی که متهمان قصد داشتند مخفیگاه خود را تغییر بدهند ماموران وارد عمل شده و ساعت 11 صبح دوشنبه با دستگیری سه آدم ربا موفق به آزادی کودک یازده ساله شدند.

اجازه نمی دادند با مادرم صحبت کنم

امیرحسین تا از خودروی پلیس پیاده شد، در آغوش مادر آرام گرفت. می گوید دلش برای مادر و خواهرش خیلی تنگ شده بود و خوشحال است که دوباره به خانه می رود.

از روز حادثه بگو؟

صبح زود مثل همیشه به خیابان آمدم و منتظر سرویس مدرسه بودم. در یک لحظه پیرمردی به من نزدیک شد و من را از زمین بلند کرد و داخل ماشین برد. راننده هم سریع حرکت کرد. بعد از چند دقیقه آنها سرم را زیر صندلی کردند و چیزی ندیدم. بعد از چند ساعت به آپارتمانی رفتیم.

مقاومت نکردی؟

ماجرا خیلی سریع اتفاق افتاد و شوکه شده بودم.

از آدم ربایان نمی ترسیدی؟

اولش خیلی ترسیدم، اما بعدش که کاری با من نداشتند، ترسم ریخت.

آنها را می شناختی؟

پیرمرد را چندباری نزدیک مدرسه دیدم و دو بار هم سوالاتی از من کرد.

چند نفر بودند؟

اول دو نفر بودند، اما یک نفر دیگر هم می آمد و می رفت.

در این مدت با خانواده ات صحبت کردی؟

چند بار آدم رباها اجازه دادند با آنها صحبت کنم. از من می خواستند زیاد حرف نزنم و زود تلفن را قطع کنم، بعد می گفتند به پدرت بگو پول را زودتر بدهد تا پیش آنها بروی.

اذیتت نکردند؟

نه. مهربان بودند و ناهار و شام هم می دادند، اما هر بار که می خواستم با مادرم صحبت کنم، نمی گذاشتند.

قرار بود پسرم را بکشند

پدر امیرحسین بی صبرانه منتظر انتقال فرزندش به پلیس آگاهی بود. آرام و قرار ندارد و در حیاط پلیس آگاهی راه می رفت.

او در گفت وگو با خبرنگار جام جم از 48 ساعت دوری امیرحسین و استرس خانواده می گوید.

چه زمانی متوجه ربودن امیرحسین شدید؟

روز شنبه ساعت 7 سرویس مدرسه با زدن زنگ خانه گفت چرا امیرحسین نمی آید. سریع پایین رفتم و متوجه غیبتش شدم. هرچه گشتیم او را پیدا نکردیم. دو ساعت بعد فردی با من تماس گرفت و مدعی شد او را ربوده و برای آزادیش سه میلیارد پول خواست.

او را شناختی؟

نه. صدایش نا آشنا بود. مرد جوان بود.

بعد چه شد؟

از آنها خواستم با امیر صحبت کنم که چند ثانیه با او حرف زدم و مطمئن شدم او را ربوده اند. فقط خواهش می کردم کاری به او نداشته باشند و اذیتش نکنند. سریع با پلیس تماس گرفتم و موضوع را به آنها گفتم.

به مدرسه هم خبر دادید؟

بله. معلم امیرحسین خیلی کمک کرد و راهنمایی هایش باعث شد آدم رباها زودتر شناسایی شوند. او گفت سه ماه است فردی ناشناس در اطراف مدرسه پرسه می زند و سوالاتی در مورد مدرسه و امیرحسین می پرسد.

آدم ربایان چند بار تماس گرفتند؟

سه بار تماس گرفتند و مدعی شدند اگر تا ساعت 11 دوشنبه پول را به آنها ندهیم فرزندم را می کشند، اما ماموران پلیس ساعت 10 با ما تماس گرفتند و خبرآزادی فرزندم را دادند.

گروگانگیری برای انتقام

عامل اصلی آدم ربایی پیرمرد شصت و دو ساله است که 18 سال با پدربزرگ امیرحسین کار می کرد.

او در گفت وگو با جام جم به تشریح انگیزه اش پرداخت.

چرا امیرحسین را ربودی؟

پدربزرگ امیرحسین در بازار آهن کار می کرد و من وکیل کاری او بودم و کارهایش را انجام می دادم. یک معامله برای او انجام دادم که او سهم مرا نداد به همین خاطر کینه به دل گرفتم.

وکیل دادگستری هستی؟

نه. کارهای پدربزرگ امیر حسین را انجام می داد و وکیل کارهایش بودم، یعنی از طرف او کارهای اداری را پیگیری می کردم.

با هر کسی اختلاف حساب پیدا کنی اعضای خانواده اش را به گروگان می گیری؟

چون می دانستم آنها به این کودک علاقه دارند تنها راهکاری که به ذهنم رسید این بود که با ربودن امیرحسین از خانواده اش اخاذی کنم. من آدم ربا نیستم.

از نحوه ربودن امیرحسین بگو؟

سه ماه مسیر رفت و آمد او را زیرنظر گرفتم و اطراف مدرسه و خانه اش پرسه زدم. چند بار به بهانه های مختلف با او گفت وگو کردم و از مدرسه اطلاعاتی به دست آوردم. با همدستی یکی از دوستانم به نام محمد صبح به مقابل خانه اش رفتیم و قبل از رسیدن سرویس، امیرحسین را سوار خودرو کرده و به مخفیگاهمان بردیم.

مخفیگاهتان کجا بود؟

او را به آپارتمانی در گرمسار بردیم و در آنجا نگه داشتیم. بعد همدستم با پدر امیرحسین تماس گرفت و گفت اگر فرزندتان را سالم می خواهید سه میلیارد تومان پول بدهید که آنها چند ساعت فرصت خواستند.

چند بار با خانواده گروگان تماس گرفتید؟

سه بار. می ترسیدیم اگر زیاد تماس بگیریم رد ما را بزنند.

بعد از تماس چه شد؟

آنها مدعی بودند در این فرصت کم نمی توانند پول را تهیه کنند، اما من تهدید کردم اگر پول را ندهند گروگان را می کشم.

واقعا می خواستی گروگان را بکشی؟

نه. باور کنید حتی وسط کار پشیمان شدم. فقط می خواستم خانواده اش را بترسانم.

در این مدت رفتارت با امیرحسین چگونه بود؟

از خودش بپرسید. اذیتش نکردیم حتی برایش پیتزا هم خریدیم.

چرا مبلغ درخواستی را به یک میلیارد تومان کاهش دادید؟

متوجه شده بودم که این پول را نمی دهند به همین دلیل از آنها خواستم یک میلیارد تومان بدهند که باز فرصت خواستند. دوشنبه امیرحسین را به دهکده المپیک منتقل کردیم که آنجا دستگیر شدیم.

پسرت در این ماجرا چه نقشی داشت؟

باور کنید او بی گناه است.

می دانی چه مجازاتی در انتظارت است؟

قصد داشتم امروز حضوری با پدر او حرف بزنم و گروگان را آزاد کنم، اما دستگیر شدم. حالا از کار خود پشیمانم و می دانم برای رسیدن به حقم راه اشتباهی را رفته ام.

او زیاده خواه بود

«مگر من چه بدی به تو کرده بودم.» این اولین جمله پدربزرگ موسفید امیرحسین در مواجهه با مرد آدم ربا بود.

پیرمرد که متهم را بخوبی می شناخت، در گفت وگو با جام جم درباره حادثه و ادعاهای متهم می گوید: من و مادربزرگش در سفر کربلا بودیم که خبر دادند او را دزدیده اند. همانجا از امام حسین(ع) خواستم نوه ام را سالم برگرداند. سفر را نیمه کاره رها کردیم و با اولین پرواز به تهران آمدیم.

مرد آدم ربا را می شناختی؟

ابتدا نه، اما وقتی در آگاهی او را دیدم، متوجه شدم که او کیست. من به او بدی نکرده بودم و همه چیز در اختیارش گذاشته بودم، اما او زیاده خواه بود.

حاضر بودی برای آزادی نوه ات این پول را بدهی؟

موضوع را پدرش به پلیس اطلاع داده بود و وقتی با ماموران صحبت کردم، متوجه شدم بزودی نوه ام آزاد می شود. از ماموران پلیس آگاهی تشکر می کنم باور کنید کار بزرگی انجام داده اند. اما برای سلامت نوه ام حاضر بودم همه زندگی ام را بدهم.